درس سخت!!!

خرید بک لینک
از خدا پرسیدم:چرا فاسدا خوشگل ترن؟!چرا آدمای الکلی و سیگاری باحال ترن؟!چرا با اونایی که دیگرانو مسخره میکنن بیشتر به آدم خوش میگذره؟!چرا اونایی که خیانت میکنن،تهمت میزنن،غیبت میکنن و دروغ میگن موفق ترن؟!چرا همیشه بدا بهترن؟!خدا گفت:پیش من یا پیش مردم...؟دیگه چیزی نگفتم... درس سخت!!!...

ما را در سایت درس سخت!!! دنبال می‌کنید

برچسب: چرا ؟,چرا که نه ؟,چرا من ؟, نویسنده: بازدید: 78 تاريخ: جمعه 17 دی 1395 ساعت: 8:45

سلامبی مقدمه میگم:اصلا حال ندارم :/میدونم چندوقته به وباتون نیومدم و نظر ندادمآخه حسش نی :|نمیدونم چرا ولی حوصله ی وبلاگ نویسی و وبلاگ خونی ندارمنگران نیستم.چون هرچند وقت یه بار اینجوری میشم :/فقط خواستم اعلام حضور کنم و بگم:زندم :|اگه وبتون نیومدم دلخور نشینفط وب چند نفر رفتماونا هم چون فکر میکردم شاید مطالبشون واسه سن من سرگرم کننده باشهیا شایدم...چمیدونم :/اینم یکی از هزاران سوالایی که جوابشون رو نمیدونم :/دیگه حرف خاصی نیسخدافظ تا وقتی حالم برگرده سر جاش! درس سخت!!!...

ما را در سایت درس سخت!!! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 95 تاريخ: جمعه 17 دی 1395 ساعت: 8:45

سلامی دیگر :)خو راستش الان بهترماونم دلیل داره:امتحان ریاضیمو عالی دادم ^^البت مطمعن نیستم عالی باشه ولی بهش امید دارم :)میگم چه بدبختی ای کشیدما!24 تا پستِ بچه ها رو نخونده بودم :|آسفالت گشتم :|خلاصه اینکه الان باز برگشتم رو سرتون هوار شم :)ناه ناه ناه ناه!اهم اهم!بهتره حواسم به خودم باشه که باز وجی نیاد گیر بده :|وجی جونمو دوز دارم ^^اینگده حال میده حرص دادنش که نگو ^^خب بیخیال!من برم پست بنویسممنتظر یه پست گنده باشین :))فعلا ^^ درس سخت!!!...

ما را در سایت درس سخت!!! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 46 تاريخ: جمعه 17 دی 1395 ساعت: 8:45

یه سری آدما هستنمیخوان خوب باشن...بقیه دوسشون داشته باشن...بهترین باشنطفلیا تلاش خودشونو میکننولی یه سری دیگه هستن نمیخوان اینا موفق بشنهی سنگ میندازن جلو راهشونواسه همینه که ما آدما رو دو دسته میکنیم:مظلوم و ظالممظلوم اونیه که تمام تلاششو میکنهتا خوب باشه و خوبی کنهولی ظالم اونیه که تلاش هاش رو به باد میدهکسی که بد مظلوم رو میخواد و اذیتش میکنهبیاین جزو دسته ی دوم نباشیم :)بعد از امتحان با دوتا از رفیقام جلو در مدرسه بودیم.بعد یکیشون هی داشت از انیمه ی جدیدی که دیده بود تعریف میکرد،من و اون یکی دوستم وسطش حرف میزدیم میخندیدیمآخر رفیقم عصبانی شد با صدای بلند گفت:عاقااااااااااااا!!!هیچی دیگه هرچی عاقا اونجا بود برگشت به رفیقم نگا کرد!!!دوستمم مرده بود از خجالت خودشو تو بغل من قایم کرد.خداییش سه تا مرد بیشتر نبودن ولی به هرحال خجالت داره دیگه!من و اون یکی دوستم زمینو گاز میزدیم این طفلی هی میگفت:غلط کردم!خیلی خلیم میدونم =)بزرگترین چالش توی زندگیم میدونین چیه؟!البت اگر معنی چالش همونی که فکر میکنم باشه یه چالش محسوب میشه :|چالش=یه بار که مجبور بودی بین چندتا چیز یکی ر درس سخت!!!...

ما را در سایت درس سخت!!! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 112 تاريخ: جمعه 17 دی 1395 ساعت: 8:45

طفلکی عنوان!ممنونیم از پدر آقا محمد که اومد و عنوانو درآورد =)(آتش نشان هستن)بعله!و می رسیم به اینجا!اتاق بنده اندر دوران تحصیل :|+...همیشه لبخند بزن......حتی اگر در اوج ناراحتی به سر میبری......این را بدان......که ممکن است با غم تو خیلی های دیگر هم غمگین شوند......به خاطر آنها هم که شده......لبخــ:)ـــند بزن......هرچقدر هم که سخت باشد...+...یه آه......یه بغض......یه بار که روی دوشت سنگینی میکنه......همه ی اینا کنار هم......میشه یه قفس......قفسی که کلیدشو ازت دزدیدن...+...بعضی وقتا......میشه با یه شاخ گل......دنیای یه نفر رو تغییر داد......فقط نباید سخت گرفت...+عاشق این آهنگم :)آرامشش فوق العادساز دستش ندید :) متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.param name="AutoStart" value="False">دریافت درس سخت!!!...

ما را در سایت درس سخت!!! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 74 تاريخ: جمعه 17 دی 1395 ساعت: 8:45

برو ادامه ببین چی گذشت به ما :/

ادامه مطلب
درس سخت!!!...

ما را در سایت درس سخت!!! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 76 تاريخ: جمعه 17 دی 1395 ساعت: 8:45

کوچه ای محل رد شدن روزانه پسری جوان بود. روزی دختری زیبا روی از آن کوچه عبور می کرد .پسر دلش با دیدن آن دلبر، دوام نیاورد و دنبال دختر به راه افتاد. دختر متوجه پسر شد و پرسید : چه میخواهی؟پسر با صدایی لرزان جواب داد : عاشق تو گشته ام و دلباخته ات شده ام . دختر گفت : گمان نکنم آیین دلدادگی آموخته باشی. فردای روز نیز پسر در همان گذر منتظر دختر بود و به محض دیدنش جلو آمد.دختر گفت باز که آمدی. پسر اظهار عشق کرد. دختر زیبا گفت من در چشمهایت رسم عاشقی نمی بینم. شاید خواهان جمال و زیبایی صورتم شده ای . پسر بر عشق اصرار کرد . دختر گفت : به هر حال فردا روز امتحان عاشقی است شاید ورق برگردد. این را گفت و رفت. پسر شب را در فکر امتحان به سر برد. که آزمایش چیست و نتیجه چه خواهد شد.صبح فردا دختر، با جلوه ای زیباتر از روزهای قبل آمده بود. پسر جوان دوباره پشت سر دختر زیبا به راه افتاد. دختر گفت ای پسر تو که اینگونه شیفته من شده ای اگر خواهر زیبا و دلربای مرا می دیدی چه میکردی؟!!خواهرم بسیار لطیف تر و در این شهر، زیبا روی ترین است و خیلی ها شیفته او شده اند. امروز خواهر پری چهره ام را با خود آورده ام و درس سخت!!!...

ما را در سایت درس سخت!!! دنبال می‌کنید

برچسب: عاشق و معشوق,عاشق و معشوق واقعی,عاشق و معشوق دوست داشتنی, نویسنده: بازدید: 95 تاريخ: جمعه 17 دی 1395 ساعت: 8:45

من:آقا بدبخـــــت شدم :(وجدان:چیشده مگه؟؟من:عربیمو گند زدممممم :"(وجدان:حقته!من:جان؟ :/وجدان:میگم حقته!میخواستی انقد بازیگوشی نکنی و بشینی عین بچه ی آدم درس بخونی :|من:خب به من چه؟تو که میدونی وقتی حوصله نداشته باشم هیچی تو مغزم نمیره!وجدان:یعنی کچل شدم از دست تو :/من:حالا عربیمو چه کنم؟ :((وجدان:عب نداره.بقیه ی امتحانات که خوبن؟من:بله سلام دارن خدممتون!وجدان:جدی گفتم :|من:بععععععله خوب دادموجدان:خو پس این یدونه عب نداره :)من:آخه...قرار بود نمره ی کارنامم همش خوب باشهوجدان:مگه چقد گند زدی؟ 0_0من:نمیدونم ولی مطمعنم دوتا غلطه که باهم میشن 75 صدموجدان:خب اگه بقیه رو درست نوشته باشی حله :)من:اصن لنگه نداری وجی ^^وجدان:وجی و درد!من:وجی؟وجدان:پوفففففففمن:دوزت دارم :)وجدان:برو واسه امتحان بعدیت بخون :)من:باوشه :)پ.ن:یه رمان طنز و هیجانی و تخیلی اگر میشناسید معرفی کنید بی زحمت :)پ.ن:ببینم انیمیشن فروزن رو دیدید؟همونی که توش یه دختر به اسم السا بود که قدرت یخ و برف داشت؟خب اگر دیدید پس میدونید که السا یه جا از انیمیشن آهنگ رهاش کن یا Let it go رو خوند و قصرش رو ساخت درس سخت!!!...

ما را در سایت درس سخت!!! دنبال می‌کنید

برچسب: تو را چه سود فخر به فلک,تو را چه سود شاملو,تو را چه حاجت نشانه من, نویسنده: بازدید: 62 تاريخ: جمعه 17 دی 1395 ساعت: 8:45

نمره اش 20 شده بود.با ذوق می دویید تا پیش پدرش برود.رسید و رفت جلو.کنارش نشست.سریع سلام کرد و بعد ایستاد تا نفسش جا بیاید.بعد کمی سرفه کرد و دهانش باز شد:- سلام بابایی!چطوری؟خوبی؟بابا بگو امروز چیشد!نمره ی کارنامم همش بیست شدش!خعلی ذوق داشتم که بهت بگم!سرفه اش گرفت.صدای سرفه هایش در سکوت تکرار میشد- بابایی امروز توی مدرسه یه دختره همش منو اذیت میکرد.هی به من میگفت مریض!سرفه ای!من اصلا ازش خوشم نمیاد!ولی بخاطر تو تحملش میکنم.قولِ قول!باز هم سرفه کرد.اینبار کمی شدید تر- بابا حال مامانم چطوره؟مراقبش باشیا!از طرف من ببوسش!بگو خعلی دوسش دارم!میگم بابایی...پس کی میتونم بیام پیشت؟باز هم تکرار شد.دستش را جلوی دهانش گرفت و سرفه کرد.هوا سرد شده بود و او تنها بود- بابایی...اونجا آب و هواش چطوره؟بهتون خوش میگذره؟هعی...ای کاش منم میومدم...فکر کنم بهتره از اسپری استفاده کنمبعد دستش را داخل کیفش برد.ولی اسپری آسم آنجا نبود-عه پس کوش؟فک کنم توی مدرسه جا گذاشتم.ولش کن!عیبی نداره!سرفه ی دیگری کرد.اینبار نفس نفس هم میزد.جملاتش بریده بریده به زبان می آمد-بابایی میتونی برام....یکم پول بفرستی؟.. درس سخت!!!...

ما را در سایت درس سخت!!! دنبال می‌کنید

برچسب: بابایی تولدت مبارک,بابایی زاد,بابایی زاد روانشناس, نویسنده: بازدید: 60 تاريخ: جمعه 17 دی 1395 ساعت: 8:45

سلامامروز صبح ساعت 9 مادر جانمان از خواب ناز بیدارمان کرد و ندا داد که:فاطمه پاشو برو نون بگیر!با صدایی از ته چاi برآمده گفتم:مامان بزار بخوابم.بابا امروز ساعت 6 بیدار شدم فرار از زندان ببینم یه ساعت بعدش اومدم خوابیدممادر تکانی دیگر داد و گفت:پاشو بابات میخواد صبونه بخوره بعد بره سرکار.برو نون بگیر.خودتم بشین باهامون صبونه بخوربا صدایی نزدیک به ناله گفتم:اییییی خداااااا مادرِ من شرایطو درک کن من خوابم میادددددددمادر گفت:عـــــه پاشو دیگه!!و پتو را از رویمان کشید و ما نیز مجبور به بلند شدن گشتیم.مادر به نحوی خودجوش عینکمان را روی چشم هایمان قرار داد و ذکرِ "پاشو،پاشو" گرفت.سپس به بیرون از اتاق شتافت.بلافاصله خود را بر روی متکا پرتاب کردیم.اما امان از این حس مسئولیت!با هزار دنگ و فنگ بلند شدیم،دست و رویی صفا دادیم،لباس پوشیدیم و به سوی نانوایی شهرک تاختیمچند دقیقه بعد با صفی نه چندان بزرگ که به دو بخش آقا و بانو تقسیم گشته بود رو به رو شدیم.بر صف بانوان ایستادیم،نان را گرفته و راه خانه را در پیش گرفتیم.در این بین تصمیم بدان گرفتیم که کمی اندیشه کنیم.پس به کار هایی که تا کنون در درس سخت!!!...

ما را در سایت درس سخت!!! دنبال می‌کنید

برچسب: who am i lyrics,who am i quiz,who am i chords, نویسنده: بازدید: 83 تاريخ: جمعه 17 دی 1395 ساعت: 8:45

صفحه بندی